در این میان، واقعه هشت سال دفاع مقدس باعث شد اهمیت و نقش سپیدپوشان نیروی دریایی دوچندان شود. ارتش تجاوزگر همزمان با اشغال خاک جنوب و غرب، یک جنگ و محاصره دریایی تمام عیار علیه جمهوری اسلامی تدارک دید. بعد از این بود که ما در پهنه آبی منطقه وارد مبارزه ای بی امان با بعثی ها شدیم.
خاطره مقاومت ها و سلحشوری ملوانان و تفنگداران ایران در آن هشت سال بخشی مهم از کتاب تاریخ دفاع مقدس را تشکیل می دهد.
در روزی که به نام این مردان دریادل انتخاب شده است با جناب کرامت شفیعی فرد جانباز و آزاده عزیز نیروی دریایی به گفت و گو نشستیم؟
جناب شفیعی چگونه پای شما به عرشه کشتی باز شد و به جمع ملوانان وارد شدید؟
حقیقتاً من از همان دوران نوجوانی به این رشته علاقه مند بودم. نشان به این نشان که سال ۴۴ قبل از اخذ مدرک دیپلم، در شیراز ناجی استخر بودم. البته پدرم در نیروی زمینی ارتش بود. این حرفه پدرم در گرایشم به عرصه نظامی موثر بود.
البته در کنار کار ملوانی و نیروی دریایی به حرفه خلبانی هم علاقه زیادی داشتم حتی بعد از گرفتن مدرک دیپلم به تهران آمدم تا عضو نیروی هوایی شوم اما وقتی برای ثبت نام رفتم، گفتند آزمون خلبانی شش ماه دیگر است. در آن شرایط به دانشکده افسری رفتم.
در دانشکده رشته من بر اساس سابقه شنا و کوه نوردی تعیین شد دوره های آموزشی و تخصصی که به پایان رسید به خاطر عملکردی که داشتم از طرف دانشکده به عنوان کاپیتان کوه نوردی برگزیده شدم.
این یک موقعیت عالی برای یک دانشجو بود. زمان تقسیم بچه ها بعد از دوران فارغ التحصیلی که رسید من وارد نیروی دریایی شدم.
از مقطعی که در نیروی دریایی فعالیت داشتید و اتفاقات آن روزها، نکاتی را به خاطر دارید که برای مخاطبان توصیف کنید؟
از کارهایی که برای خود من یک خاطره شیرین است هدایت اولین هوا ناوها بود. وقتی این تجهیزات به ایران آمد برای هدایت این هوا ناوها داوطلب شدم. توضیح بدهم که این هوا ناو ها در یک ارتفاع معینی حرکت می کنند، به این خاطر، هدایت اینها همان ظرافت خلبانی را دارد.
بعد از آنکه دوران آموزشی هواناوها را گذراندم مدتی در خارک و بوشهر مشغول به کار شدم تا این که اتفاق مهم بعدی در فعالیت حرفه ای من رخ داد و آن اعزام برای تحصیلات تکمیلی به آمریکا بود. مأموریت من در این مقطع تکمیل آموزش، هدایت و هماهنگی ناوها بود. یادم هست آن روز به تازگی ناوهای جدید وارد کشور شده بود که ما باید دوره ناوبری می گذراندیم. دوران آموزش هم که تمام شد، در مرکز آموزشی بوشهر نیروهای جوان را تعلیم دادیم و من فرمانده گردان پروازی شدم .
جناب شفیعی بعد از انقلاب، فعالیت حرفه ایتان را در چه رسته هایی دنبال کردید؟
نکته جالب اینجا است که در اوضاع سیاسی آن روز فرماندهان به این جمعبندی رسیده بودند که من همیشه در عرصه تعلیم و آموزش به شکل حرفه ای فعالیت کرده ام، به این جهت مدتی فرماندهی گردان هوایی را عهده دار بودم. بعد از مدتی مسئولان در پی هدایت گر برای واحد هوایی امداد هلال احمر بودند که من قبول کردم و به این صورت به تهران آمدم و در فرودگاه مهرآباد مستقر شدم. از بارزترین فعالیت های ما در آن مقطع، پشتیبانی گسترده امدادی در جریان درگیریها و غائله خونین کردستان بود که ضمن ارسال نیازهای دارویی و امدادی، مجروحان را به تهران گسیل می داشتیم.
اینجا می رسیم به دوران شروع جنگ تحمیلی، شما دقیقاً از چه برهه ای به میدان نبرد وارد شدید؟
وقتی جنگ شروع شد من به اهواز رفتم. در نبرد اهواز بود که قرارگاه ما را زدند و در ادامه این درگیری من اسیر شدم و به مدت ۱۰ سال در زندان های عراق ماندم.
دوران اسارت را کجا گذراندید، از اتفاقات مهم آن ایام بگویید؟
حدود ۵ سال در زندان ابوغریب و بعد هم در زندان الرشید با دیگر خلبانان بودیم .احتمالاً خبر دارید که بیشتر اوقات طولانی اسارت را، بچه ها با آموزش و تعلیم به یکدیگر سپری کردند در همین راستا ما نیز با دیگر دوستان کارهای آموزشی گسترده از تعلیم قرآن تا زبان و علوم جدید را دنبال کردیم لذا گاهی من شاگرد بودم و گاهی اوقات هم به بچه ها زبان آموزش می دادم. دست به دست هم دادیم و از آن 10 سال استفاده مفیدی بردیم. علیرغم این که شرایط سختی را به لحاظ داشتن استانداردهای حداقلی زندان داشتیم و سایه شکنجه همیشه بر سرمان بود اما پشت هم را خالی نکردیم.
بیشترین چیزی که در ایام اسارت شما را رنج می داد چه بود؟
ایام اسارت همه اش رنج است. ببینید شما در یک هتل هم که باشید با تمام امکانات اما اگر در یک اتاق در بسته بمانید، حس زندانی بودن عذاب تان می دهد. ما ۱۰ سال در یک سلول با جمعیتی بالای ۱۵ نفر بسر کردیم.
بدترین وضع بهداشتی را داشتیم. به لحاظ درمانی و امکانات اولیه ایمنی و سلامت، هیچ کنترل و نظارتی صورت نمی گرفت بدتر از همه شکنجه هایی بود که به هر بهانه ای و در هر روزی روی بچه ها اعمال می شد.
ما در آستانه روز نیروی دریایی هستیم و دوست داریم از زبان شما به عنوان یکی از پیشکسوتان این عرصه بشنویم. رزمندگان ما چه خصوصیاتی داشتند؟
درست است. من بویژه در ایام اسارت، ۱۰ سال تمام با همه واحدهای جبهه و رزمندگان زندگی کردم. آنها بی تردید پاک ترین و با ایمان ترین بچه هایی بودند که به چشم خود دیدم. همین ایمان و خلوص، محکم ترین رشته اتحاد میان آنها بود. در کل دوران اسارت، بچه ها مانند یک برادر بودند لذا دشمن نیز نتوانست در صف آنها رخنه کند. با هر اذیت و آزار، تمام بچه ها اعتصاب می کردند با آنکه می دانستند شکنجه های بدی در انتظار شان است اما مقابل دشمن می ایستادند. بچه های آن روز به معنای واقعی فدائیان این خاک و سرزمین بودند و با تمام وجود خود را وقف آزادی و اعتلای کشور کردند .
جناب شفیعی در حال حاضر تحول گسترده ای در تکنولوژی فعالیت نیروی دریایی صورت گرفته است. شما در این مقطع چه گام هایی را برای توسعه قدرت دریایی ایران انجام می دهید؟
درست است، در گذشته تمامی عملیات ها در مرکز به طور مکانیکال یا دستی ثبت می شد اما امروز تمامی سیستم ها هوشمند و مدرن شده است. این سطح از تکنولوژی قدری کار هدایت و هماهنگی را آسان کرده است اما حساسیت و پیچیدگی خاص خود را دارد.
به طور مثال در یک دوره ای ما وقتی روی ناو عملیاتی را انجام می دادیم می بایست با تشخیص خود عمل می کردیم اما امروز سیستم های فوق مدرن و هوشمند به یاری شما میآیند. من هنوز این توفیق را دارم که پیگیر عملیات دریانوردان مان هستم .به نظرم در چند عملیاتی که داشتند مانند عملیات اقیانوس هند، فوق العاده عمل کردند.
آنچه من در عرصه های مختلف از جمله حوزه تخصصی نیروی دریایی دیده ام، جوانان ما فوق العاده استعداد های بالایی دارند و باید قدرشان را بدانیم و برای رشد و شکوفایی استعداد آنها بکوشیم.
در پایان این گفت و گو دوست دارم بدانم که به عنوان یک افسر کهنه کار که در شمار ایثارگران قهرمان این کشور هم هستید، چه آرزویی برای نسل جوان دارید؟
من در صحبت های خودمانی هم وقتی با بچه های جوان روبرو می شوم اولین خواسته ام این است که دو مسئله را بسیار مد نظر قرار دهند اولی بردباری و تحمل نه تنها در برابر سختی ها بلکه تحمل نسبت به اشتباهات یا احیاناً ضعف هایی که از هرکدام از ما داریم.
دوم استفاده مطلوب از منابع و امکانات موجود است. که در این باره گفتنی ها زیاد است و معتقدم که هنوز بسیاری از افراد از جمله طیف جوان ما قدر این موقعیت ها را به درستی درنمی یابند.
از این گذشته به سهم خودم قدردان تلاش و تدابیر مسئولان نظام از جمله مقام معظم رهبری و دیگر مسئولین در هدایت سکان کشور در این وضعیت پرتلاطم هستم.